تبليغاتX
فروغ عشق

فروغ عشق
عاشقانه
پیوند جان من و تو پیوند آب و عطشه

 

نزدیکتر از عشق با منی

نزدیکتر از دل با توام

من و تو مثل ساحل و دریا شدیم برای هم

زیباتر از روح منی

نازکتر از قلب توام

من وتو مثل شاعر و غزل شدیم برای هم

پیوند جان من و تو پیوند آب و عطشه

لب تشنه می تونه مگه دلداده ی بارون نشه

ستاره کو، ستاره کو، ببینه آفتاب منو

ببینه تو یه قطره عشق معنی دریا شدنو

پرنده کو، پرنده کو، ببینه پرواز منو

باور کنه معجزه ی بی پر و بال پریدنو

خواب درخشان منی

محو تماشای توام

من و تو مثل برکه و مهتاب شدیم برای هم

جذبه ی چشمای تو رو دوست دارم اون قدر که نگو

مثل پر کاه می بره دل منو به جستجو

 

 

 

آسمون رو قسمت کردن:

تکه ای برای ماه

تکه ای برای خورشید

تکه ای برای ابر

قلبمو قسمت کردم:

تکه ای برای تو

تکه ای برای تو

تکه ای برای تو !!!


موضوع :
| *| نوشته شده در سه شنبه 14 خرداد1387 و ساعت 8:59 بعد از ظهر توسط فروغ |
بهترینم ، تـــــــــــــولدت مبارک

 

 

بهترين من ...

بهترين من ...

 تولدت مبارک

 

هديه ات را بهاری سبز خواهم داد

تا در پرتو رنگين کمانش

تصويری از عشق مرا

بر پرده ی آرام احساسات

چون نقش يک قالی

در لا به لای تار و پود آن،

در لا به لای سبزه های خيس

در لا به لای آتش هجران

بر صفحه ی براق چشمانت

چون يادی از يک دوست

چون يادی از يک يار

بر پهنه ی قلبت

صادقانه بنشانی

 

 

 

منت بر سر تقويم ها نهادی

بهار را سرافراز کردی

ارديبهشت را خجالت داده ای

روز يکم را تا ابد شرمنده ی خود کرده ای

تولد بيست و يک سالگيت

بيست ويک هزار بار مبارک

 

 

بهار زندگی ام ، پيشاپيش تولدتو تبريک ميگم

 تولدت مبارک گل مهربونم 

 

 


موضوع :
| *| نوشته شده در دوشنبه 19 فروردین1387 و ساعت 12:57 بعد از ظهر توسط فروغ |
برای زنده بودنم تو بهترين بهانمی

 

 

بهانه ی ترانه ی ساده ی عاشقانمی

برای زنده بودنم تو بهترين بهانمی

تو مثل يه روز قشنگ آفتابی

اومدی به آسمون قلبم بتابی

اومدی از سرزمين آرزو

نقره ای تر از شبای مهتابي

اومدی تا ستاره های آسمون

با نگاه ناز تو مال من بشن

گل های اطلسي باغ دلت

مهمون خونه ی خيال من بشن

 اومدی با يه دنيا قصه ی قشنگ

اومدی آغوشم واسه تو باز بشه

اومدی واسه هميشه زندگي

تو بهشت روياهات رها بشه

مگه ميشه نباشی تو حرير خاطرم

مگه ميشه نگذری از کنار پنجرم

مگه ميشه بي هوات لحظه ای نفس کشيد

مگه ميشه بي چشات رنگ خوشبختی رو ديد

 

 

 

در دريای نيلفام

در خوابهای شيرين شب

صدفهای رنگين خيال را ميکاوم

شايد مرواريد رويای تو را در آن يابم

  

مي خوام امشب با خودم شکوه کنم

شکوه های دلمو تو مي دونی

 

عمريه غم تو دلم زندونيه

دل من زندون داره تو می دونی

 

 


موضوع :
| *| نوشته شده در سه شنبه 6 فروردین1387 و ساعت 0:10 قبل از ظهر توسط فروغ |
من اگه نباشم .....

 

 

من نباشم کی تو رويا موهاتو ناز می کنه

کی با بال های شکسته با تو پرواز می کنه

راست بگو، من که نباشم، اخمهای پيشونيتو

کی مياد دونه دونه با حوصله باز می کنه

من نباشم کی مياد ناز نگاتو ميخره

کی مياد دنبال تو، تو رو تا خورشيد ببره

کی ميگه حقا هميشه با تويه

واسه ی خاطر تو جون ميده پشت پنجره

من اگه نباشم

کی واسه هميشه تو رو می پرسته

کی برات مي ميره، کی نمی شه خسته

کی تو رو ميزاره روی دو تا چشماش

کی اگه نباشی می گيره نفسهاش

من نباشم کی تحمل می کنه کار تو را

با رقيب رفتن و اذيت و آزار تو را

تو خودت داور ميدون شو، بگو

کيه که جواب نده تلخيه رفتار تو را

من نباشم کی برات قصه می گه تا بخوابی

کی مياد سراغ رويات تو شبهای مهتابيت

کی بيداره تا تو خوابت ببره

کی قايم ميشه توی ابرا که راحت بتابی

 

 

اگر ابر بودی

در انتظار اشکت می نشستم

اگر خورشيد بودی

در پرتوی تنت خود را گرم می کردم

اگر باد بودی

چون برگ خزان خود را به سويت می سپردم

اگر هيچ بودی

از تو خورشيد باشکوهی به وجود می آوردم

تا بدانی دوستت دارم

 

 

چراغی در دستم 

چراغی در دلم

زنگار روحم را صيقل می زنند

آينه ای در برابر آينه ات می گذارم

تا از تو ابديتی بسازم ....

 

 

 


موضوع :
| *| نوشته شده در چهارشنبه 1 اسفند1386 و ساعت 2:23 بعد از ظهر توسط فروغ |
مـــــــرا بـــاور کن .....

 

 

امشب شکسته بالی مرا باور کن

چشمهای خسته ی مرا باور کن

امشب که دلم در حسرت توست

دلدادگی مرا باور کن

 شايدکه واسه هميشه گم شم در زندگيت

لااقل بي چارگی مرا باور کن

اين روزها که تمام فکر من پيش توست

بی سامانی افکار مرا باور کن

چشمهای من برای هميشه

تــو را می خـواهد

پس شيدايی چشمهای مرا باور کن

گر آخر جمله ی مرا می خواهی

( دوسـت دارم )

نازنينم آخرين جمله ی مرا باور کن

 

 

 

تو شدی مهمون من مهمون قلبم

از صدات زمزمه ی عشقو شنيدم

تو به من قشنگترين لحظه رو دادی

من واست قشنگترين قصه رو گفتم

عاشقيت هميشه با من

عشق من هميشه با تو

گريه هام می گذرن از من

زندگيم پر ميشه از تو

اومدی تو روزگارم ديگرون رفتن و رفتن

من اگه واست عزيزم اينو پنهون نکن از من

وقتی دستاتو گرفتم ، لحظه ی چشماتو ديدم

به من اين مژده رو دادی که

رسـيدم به رســيدن 

 

تو همون آب حياتی

                 عطشی تا بی نهايت

تکيه گاه خستگی هام

                واسه اين شکسته قامت

 

 


موضوع :
| *| نوشته شده در شنبه 6 بهمن1386 و ساعت 0:35 قبل از ظهر توسط فروغ |
ای عزیز نازنین نمیشه از تو گذشت

 

تو همونی که دلم عمری دنبالش گشت

ای عزیز نازنین نمیشه از تو گذشت

تو همونی که براش نفسم می گیره

فکر من با عشقت روز و شب درگیره

تو مثه معجزه ای تو کتاب سرگذشت

ای عزیز نازنین نمی شه از تو گذشت

نمی شه از تو گذشت تا دوای آخر هر دردی

تو مثه باور عشق خالیه قلب منو پر کردی

همه دنیای منو تو با لبخندی دگرگون کردی

شدی دلگرمی من همه سختیا رو آسون کردی

تو یه قسمت از منی تو وجود منو کامل می کنی

نمی ری از یاد من تو فراموشی رو مشکل می کنی

نمی شه از تو گذشت تو پر از احساسی

تو درخشنــده تر از دونه ی الماسی

همه در دل دارند حس دوست داشتنتو

همه وجود من عطش خواستن تو  

  

هر وقت احساس تنهایی می کنم، وقتی دلم برات تنگ میشه

وقلبم از تلاطم موج های خروشان دلتنگی به حرکت در میاد

که خودشو به دیواره های بدنم می زنه و بهانه ی تو رو از

من می گیره همون موقع است که تو با چشمانی مهربان

وقلبی لبریز از عشق میای کنارم .

الان دیگه هیچ اخساس تنهایی و دلتنگی نمی کنم

حتی موج های قلبم با اومدنت آروم شدن

آخه فقط تویی که می تونی با حضورت آرومم کنی

حالا دیگه زمانی رسیده که از ته قلبم و

با تمام وجودم بهت بگم

ملکه ی قلبم تو را می پرستم 

  

عشق کلید شهر قلب است

به شرط این که

قفل دلت هرز نباشه

که با هر کلیدی باز بشه

 


موضوع :
| *| نوشته شده در شنبه 12 آبان1386 و ساعت 2:22 بعد از ظهر توسط فروغ |